نخست مىفرمايد : « يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى عبور مىكرد در حالى كه ديوارهاى آن به روى سقفها فرو ريخته بود ، ( و اجساد و استخوانهاى اهل آن در هر سو پراكنده بود ، او از روى تعجب با خود ) گفت : چگونه خدا اينها را بعد از مرگ زنده مىكند » ( * ( أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِه اللَّه بَعْدَ مَوْتِها ) * ) .
« عروش » جمع « عرش » در اينجا به معنى سقف است ، و « خاوية » در اصل به معنى خالى است و در اينجا كنايه از ويران شدن است زيرا خانههاى آباد معمولا مسكونى است و خانه هايى كه خالى مىشود يا به خاطر ويرانى است و يا بر اثر خالى بودن تدريجا ويران خواهد شد بنا بر اين جمله « * ( وَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ) * » چنين معنى مىدهد كه خانههاى آنان ويران شده بود ، به اين صورت كه نخست سقف آنها فرود آمده و سپس ديوارها به روى آنها افتاده بود ، اين نوع ويرانى ، ويرانى كامل و تمام عيار است ، زيرا به هنگام ويرانى معمولا نخست سقف آن ويران مىگردد و بعد ديوارها مدتى سر پا مىايستد ، سپس روى ويرانههاى سقف فرو مىغلتد .
بعضى تصريح كردهاند كه مفهوم « عرش » با « سقف » متفاوت است ، سقف تنها به قسمت بالاى عمارت گفته مىشود ولى عرش عبارت از سقفى است كه همراه با پايهها باشد .
از قرائن چنين استفاده مىشود كه در اين ماجرا كسى همراه آن پيامبر نبود ، و هنگامى كه چشمش به استخوانهاى متلاشى شده اهل قريه افتاد ، به آنها اشاره كرد و اين سؤال را از خويشتن نمود كه چگونه خداوند اينها را بعد از مرگشان زنده مىكند ؟
در ادامه آيه مىفرمايد : « خداوند او را يكصد سال ميراند ، سپس او را زنده كرد و به او گفت : چقدر درنگ كردى ؟ گفت : يك روز يا قسمتى از يك روز فرمود :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٦