در ششمين توصيف مىفرمايد : « كيست كه در نزد او جز به فرمانش شفاعت كند » ( * ( مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه ) * ) .
اين در واقع پاسخى است به ادعاى واهى بت پرستان كه مىگفتند ما اينها ( بتها ) را به خاطر آن مىپرستيم كه در پيشگاه خدا براى ما شفاعت كنند همان گونه كه در آيه 3 سوره زمر آمده است ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّه زُلْفى .
در واقع با يك استفهام انكارى مىگويد هيچ كس بدون فرمان خدا نمىتواند در پيشگاه او شفاعت كند ، و اين جمله نيز تاكيدى است بر قيوميت خداوند و مالكيت مطلقه او نسبت به تمامى موجودات عالم ، يعنى اگر مىبينيد كسانى در پيشگاه خدا شفاعت مىكنند ( مانند انبياء و اولياء ) دليل بر آن نيست كه آنها مالك چيزى هستند و استقلال در اثر دارند بلكه اين مقام شفاعت را نيز خدا به آنها بخشيده ، بنا بر اين شفاعت آنان ، چون به فرمان خدا است دليل ديگرى بر قيوميت و مالكيت او محسوب مىشود .
نكته : شفاعت چيست ؟
در باره شفاعت در جلد اول تفسير ذيل آيه 48 سوره بقره مشروحا بحث كردهايم لذا در اينجا به اشاره اى كوتاه قناعت مىكنيم .
« شفاعت » عبارت است از كمك نمودن يك موجود قوى به موجود ضعيفتر تا بتواند به آسانى مراحل رشد خود را با موفقيت طى كند . البته معمولا اين كلمه ( شفاعت ) در مورد شفاعت از گناهكاران به كار مىرود ، اما مفهوم شفاعت به معنى وسيعتر تمام عوامل و انگيزهها و اسباب عالم هستى را شامل مىشود ، مثلا زمين و آب و هوا و نور آفتاب چهار عامل هستند كه دانه گياه را در رسيدن به مرحله يك درخت يا يك گياه كامل شفاعت و هدايت مىكند ، اگر شفاعت را در آيه