روشن است اعمال نيك هم بركات و آثارى در دنيا دارد و هم در آخرت ، افراد مرتد از همه اين آثار محروم مىشوند به علاوه ارتداد سبب مىشود كه تمام آثار ايمان برچيده شود همسرانشان جدا گردند و اموالشان به ارث به بازماندگان آنان برسد .
در آيه بعد به نقطه مقابل اين گروه اشاره كرده و مىفرمايد : « كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند ( و بر ايمان خود استوار ماندند ) آنها اميد رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است » ( * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هاجَرُوا وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّه أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّه وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ) .
آرى اين گروه در پرتو اين سه كار بزرگ ( ايمان و هجرت و جهاد ) اگر مرتكب اشتباهاتى نيز بشوند ( همانگونه كه در شان نزول در داستان عبد اللَّه بن جحش آمده بود ) ممكن است مشمول عنايات و مغفرت الهى گردند ( 1 ) .
نكته : مساله « احباط » و « تكفير »
« حبط » در اصل به گفته « راغب » در « مفردات » به معنى اين است چهار پايى آن قدر بخورد كه شكمش باد كند و چون اين حالت سبب فساد غذا و بى اثر بودن آن مىگردد اين واژه به معنى باطل و بى خاصيت شدن به كار مىرود لذا در معجم مقاييس اللغة معنى آن را بطلان ذكر كرده است و به همين دليل در آيه 16 سوره هود هم رديف باطل ذكر شده مىفرمايد :
هامش
( 1 ) درباره « مرتد فطرى و ملى » ذيل آيه 106 سوره نحل بحث كردهايم و در همين جلد دوم نيز ذيل آيه 89 سوره آل عمران بحثى خواهد آمد .