كردند ، آيه فوق در باره آنها نازل شد ، ( و مسئوليت كتمان حق را به آنها گوشزد كرد ) ( 1 ) .
تفسير : كتمان حق ممنوع !
گرچه روى سخن در اين آيه طبق شان نزول ، به علماى يهود است ، ولى اين معنى هرگز مفهوم آيه را كه يك حكم كلى و عمومى در باره كتمان كنندگان حق بيان مىكند محدود نخواهد كرد .
آيه شريفه ، اين افراد را با شديدترين لحنى مورد سرزنش قرار داده مىگويد : « كسانى كه دلائل روشن و وسائل هدايت را كه نازل كردهايم بعد از بيان آن براى مردم در كتاب آسمانى ، كتمان مىكنند خدا آنها را لعنت مىكند ( نه فقط خدا ) بلكه همه لعنت كنندگان نيز آنها را لعن مىكنند » ( * ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاه لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّه وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ) * ) .
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه هم خدا ، و هم تمامى بندگان خدا و فرشتگان او از اين كار بيزارند ، و به تعبير ديگر « كتمان حق » عملى است كه خشم همه طرفداران حق را بر مىانگيزد ، چه خيانتى از اين بالاتر كه دانشمندان ، آيات خدا را كه امانتهاى او است به خاطر منافع شخصى خويش كتمان كنند و مردم را به گمراهى بكشانند .
جمله « * ( مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاه لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ ) * » اشاره به اين است كه اين گونه افراد در واقع زحمات پيامبران و فداكارى مردان خدا را در نشر آيات پروردگار با اين عمل خود بر باد مىدهند ، و اين گناهى است بزرگ و غير قابل اغماض .
هامش
( 1 ) لباب النقول فى اسباب النزول صفحه 22 .