يك اقليت محدود را به رسميت شناخت خود دليلى بر صدق دعوت او و الهى بودن برنامه هايش به شمار مىرفت .
و در پايان اضافه مىكند : « خداوند از اعمال آنها غافل نيست » ( * ( وَمَا اللَّه بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ) * ) .
يعنى آنها به جاى اينكه اين تغيير قبله را به عنوان يك نشانه صدق او كه در كتب پيشين آمده معرفى كنند ، كتمان كرده و به عكس روى آن جنجال به راه انداختند ، خدا ، هم از اعمالشان آگاه است ، و هم از نياتشان .
نكتهها :
1 - نظم آيات
محتواى آيه مورد بحث به خوبى نشان مىدهد كه قبل از آيه گذشته نازل شده است و اگر مىبينيم در قرآن بعد از آن قرار گرفته به خاطر اين است كه آيات قرآن بر حسب تاريخ نزول جمعآورى نشده است ، بلكه گاه مناسباتى ايجاد كرده كه آيه اى كه نزولش بعد بوده به دستور پيامبر كه از فرمان خدا سرچشمه مىگرفت قبلا ذكر شود ( از جمله اين مناسبتها رعايت اولويت و اهميت مطالب است ) .
2 - انتظار دردناك !
از آيه فوق ، استفاده مىشود كه پيامبر ص علاقه خاصى ( به كعبه داشت و انتظار آن را مىكشيد كه فرمان قبله بودن آن صادر گردد ، علت اين امر را در علاقه شديد پيامبر ص به ابراهيم ع و آثار او بايد جستجو كرد ، از اين گذشته « كعبه » قديمىترين خانه توحيد بود ، او مىدانست كه « بيت المقدس » قبله موقتى مسلمانان است ، و آرزو داشت قبله اصلى و نهايى زودتر تعيين گردد .