سخت مىديد : شلاق مىخورد ، او را به زنجير مىكشيدند ، به آسيابش مىبستند به حفر معادن مىگماشتند ، در زير زمينها و سياه چالهاى هولناك حبس مىكردند و اگر گناهش بزرگتر بود به دارش مىآويختند « ! ( 1 ) .
در جاى ديگر مىخوانيم : « غلامان محكوم را در قفس درندگان مىانداختند و اگر جان سالم به در مىبردند درنده ديگرى را داخل قفس او مىكردند » .
اين بود نمونه اى از رفتار مالكان با بردگان خويش ، اما خداوند جهان در قرآن كرارا تذكر مىدهد كه اگر بندگانم بر خلاف دستورم عمل كردند و پشيمان شدند مىبخشم ، مىآمرزم ، رحيم و مهربانم آنجا كه مىفرمايد :
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه إِنَّ اللَّه يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً ( 2 ) « اى كسانى كه از حريم بندگى سرباز زدهايد از رحمت خدا مايوس نشويد ، خداوند همه گناهان را مىآمرزد » ( توبه كنيد و از درياى بىپايان رحمت خدا بهره مند شويد ) .
بنا بر اين آوردن « رحمان و رحيم » بعد از * ( « رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * اشاره به اين نكته است كه ما در عين قدرت نسبت به بندگان خويش ، با مهربانى و لطف رفتار مىكنيم اين بنده نوازى و لطف خدا ، بندگان را شيفته او مىسازد : كه با يك دنيا علاقه بگويند * ( « الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ) * .
اينجا است كه انسان متوجه مىشود چقدر فاصله است بين رفتار خداوند بزرگ با بندگان خويش ، و روش مالكان با زيردستان خود ، مخصوصا در عصر شوم ، بردگى .
هامش
( 1 ) تاريخ آلبر ماله تاريخ مردم جلد 1 صفحه : 150 جيبى .
( 2 ) زمر 53 .