از اين خدايان مىتوان رب النوع كشاورزى ، رب النوع آشپزخانه ، و رب النوع انبار غذا ، رب النوع خانه ، رب النوع شعله گاز ، رب النوع آتش ، رب النوع ميوهها ، رب النوع درو ، رب النوع درخت تاك ، رب النوع جنگل ، رب النوع حريق و رب النوع دروازه بزرگ رم و رب النوع آتشكده ملى را نام برد ( 1 ) .
كوتاه سخن اينكه بشر در گذشته با انواع خرافات دست به گريبان بوده است همانطور كه الان هم خرافات بسيارى از آن عصر به يادگار مانده .
در عصر نزول قرآن نيز بتهاى متعدد مورد پرستش و ستايش قرار داشته و شايد همه يا قسمتى از آنها جانشين ربالنوعهاى پيشين بودند .
از همه گذشته گاهى بشر را نيز عملا رب خود قرار مىدادند ، چنان كه قرآن در نكوهش مردمى كه احبار ( دانشمندان يهود ) و رهبانان ( مردان و زنان تارك دنيا ) را ارباب خود مىدانستند ميگويد « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه » : « آنها احبار و رهبانهايشان را ارباب بجاى خدا مىدانستند » ( توبه - 31 ) .
به هر حال از آنجا كه اين خرافات علاوه بر اينكه انسان را به انحطاط عقلى مىكشانيد ، مايه تفرقه و تشتت و پراكندگى است ، پيامبران الهى به مبارزه شديد با آن برخاستند ، تا آنجا كه مىبينيم بعد از * ( بِسْمِ اللَّه ) * نخستين آيه اى كه در قرآن نازل شده ، در همين رابطه است « * ( الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * » همه ستايشها مخصوص خداوندى است كه « رب » همه جهانيان است .
و به اين ترتيب قرآن خط سرخى بر تمام ربالنوعها مىكشد و آنها را به وادى عدم - همانجا كه جاى اصليشان است مىفرستد ، و گلهاى توحيد و يگانگى و همبستگى و اتحاد را به جاى آن مىنشاند .
قابل توجه اينكه همه مسلمانان موظفند در نمازهاى روزانه هر شبانه روز
هامش
( 1 ) تاريخ « آلبر ماله » جلد اول فصل چهارم تاريخ رم .