يعنى شما با داشتن اين عقائد و تعليمات ، امتى نمونه هستيد همانطور كه پيامبر در ميان شما يك فرد نمونه است .
شما با عمل و برنامه خود گواهى مىدهيد كه يك انسان مىتواند هم مرد دين باشد و هم مرد دنيا ، در عين اجتماعى بودن جنبههاى معنوى و روحانى خود را كاملا حفظ كند ، شما با اين عقائد و برنامهها گواهى مىدهيد كه دين و علم ، دنيا و آخرت ، نه تنها تضادى با هم ندارند بلكه يكى در خدمت ديگرى است .
سپس به يكى ديگر از اسرار تغيير قبله اشاره كرده مىگويد : « ما آن قبله اى را كه قبلا بر آن بودى ( بيت المقدس ) تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از رسول خدا پيروى مىكنند از آنها كه به جاهليت باز مىگردند باز شناخته شوند » ( * ( وَما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه ) * ) .
قابل توجه اينكه نمىگويد : « تا افرادى كه از تو پيروى مىكنند » بلكه مىگويد : « تا افرادى كه از رسول خدا پيروى مىكنند » اشاره به اينكه تو رهبرى و فرستاده خدايى ، و به همين جهت بايد در همه كار تسليم فرمان تو باشند ، قبله كه سهل است ، اگر ما فوق آن نيز دستور دهد بهانه گيرى در آن دليل بر حفظ خلق و خوى دوران شرك و بت پرستى است .
جمله « * ( مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه ) * » كه در اصل به معنى برگشتن روى پاشنه پا است اشاره به ارتجاع و بازگشت به عقب مىباشد .
سپس اضافه مىكند : « اگر چه اين كار جز براى كسانى كه خداوند هدايتشان كرده دشوار بود » ( * ( وَإِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّه ) * ) .
آرى تا هدايت الهى نباشد ، آن روح تسليم مطلق در برابر فرمان او فراهم نمىشود ، مهم اين است كه انسان چنان تسليم باشد كه حتى در اجراى اين گونه فرمانها احساس سنگينى و سختى ننمايد ، بلكه چون از ناحيه او است در كامش
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٤