ميانه قرار داديم ( * ( وَكَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً ) * ) .
امتى كه از هر نظر در حد اعتدال باشد ، نه كندرو و نه تندرو ، نه در حد افراط و نه تفريط ، الگو و نمونه .
اما چرا قبله مسلمانان ، قبله ميانه است زيرا مسيحيان تقريبا به سمت مشرق مىايستادند به خاطر اينكه بيشتر ملل مسيحى در كشورهاى عربى زندگى مىكردند و براى ايستادن به سوى محل تولد عيسى كه در بيت المقدس بود ناچار بودند به سمت مشرق بايستند و به اين ترتيب جهت مشرق قبله آنان محسوب مىشد ولى يهود كه بيشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر مىبردند رو به سوى بيت المقدس كه براى آنان تقريبا در سمت غرب بود مىايستادند ، و به اين ترتيب نقطه غرب قبله آنان بود .
اما « كعبه » كه نسبت به مسلمانان آن روز ( مسلمانان مدينه ) در سمت جنوب و ميان مشرق و مغرب قرار داشت يك خط ميانه محسوب مىشد .
در حقيقت تمام اين مطالب را مىتوان از جمله « و كذلك » استفاده كرد هر چند در تفسير اين جمله مفسران احتمالات ديگرى دادهاند كه قابل بحث و ايراد است .
به هر حال گويا قرآن مىخواهد رابطه اى ميان همه برنامههاى اسلامى ذكر كند و آن اينكه نه تنها قبله مسلمانان يك قبله ميانه است كه تمام برنامه هايشان اين ويژگى را دارا است .
سپس اضافه مىكند : « هدف اين بود كه شما گواه بر مردم باشيد و پيامبر هم گواه بر شما باشد » ( * ( لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً ) * ) .
تعبير به « گواه بودن » امت اسلامى بر مردم جهان ، و همچنين « گواه بودن » پيامبر ص نسبت به مسلمانان ، ممكن است اشاره به اسوه و الگو بودن ، بوده باشد ، چرا كه گواهان و شاهدان را هميشه از ميان افراد نمونه انتخاب مىكنند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 483
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٣