« اما بدانيد خدا از اعمال شما غافل نيست » ( * ( وَمَا اللَّه بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * ) .
عجيب است ، وقتى انسان روى دنده لجاجت و تعصب مىافتد حتى مسلمات تاريخ را انكار مىكند ، فى المثل آنها پيامبرانى همچون ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه قبل از موسى و عيسى به دنيا آمدند و از جهان رفتند ، از پيروان موسى يا مسيح مىشمارند و يك واقعيت به اين روشنى را كتمان مىكنند ، واقعيتى كه با سرنوشت مردم و دين و ايمان آنها سر و كار دارد ، به همين دليل قرآن آنها را ستمكارترين افراد معرفى كرده است ، زيرا هيچ ستمى بالاتر از اين نيست كه افرادى آگاهانه حقايق را كتمان كنند و مردم را در بيراههها سرگردان سازند .
در آخرين آيه مورد بحث به گونه ديگرى به آنها پاسخ مىگويد : مىفرمايد به فرض اينكه همه اين ادعاها درست باشد « آنها گروهى بودند كه درگذشتند و پرونده اعمالشان بسته شد ، و دورانشان سپرى گشت و اعمالشان متعلق به خودشان است » ( * ( تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ ) * ) .
« و شما هم مسئول اعمال خويش هستيد و هيچگونه مسئوليتى در برابر اعمال آنها نداريد » ( * ( وَلَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَلا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ) .
خلاصه يك ملت زنده بايد به اعمال خويش متكى باشد نه به تاريخ گذشته خويش ، و يك انسان بايد به فضيلت خود متكى باشد چرا كه از فضل پدر تو را چيزى حاصل نمىشود ، هر چند پدرت فاضل باشد ! .
پايان جزء اول قرآن مجيد مشهد مقدس 16 محرم الحرام 1403
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٦