140 - يا مىگوئيد ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط يهودى يا نصرانى بودند بگو شما بهتر مىدانيد يا خدا ؟ ( و با اينكه مىدانيد آنها يهودى و نصرانى نبودند چرا حقيقت را كتمان مىكنيد ) و چه كسى ستمگرتر از آن كس است كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد او است كتمان كند و خدا از اعمال شما غافل نيست .
141 - ( به هر حال ) آنها امتى بودند كه درگذشتند ، آنچه كردند براى خودشان است و آنچه هم شما كردهايد براى خودتان است و مسئول اعمال آنها نيستيد .
تفسير : رنگهاى غير خدايى را بشوئيد !
به دنبال دعوتى كه در آيات سابق از عموم پيروان اديان ، دائر به تبعيت از برنامههاى همه انبياء شده بود ، در نخستين آيه مورد بحث ، به همه آنها فرمان مىدهد كه « تنها رنگ خدايى را بپذيريد » ( كه همان رنگ ايمان و توحيد خالص است ) ( * ( صِبْغَةَ اللَّه ) * ) ( 1 ) .
سپس اضافه مىكند « چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است ؟ و ما منحصرا او را پرستش مىكنيم » ( * ( وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّه صِبْغَةً وَنَحْنُ لَه عابِدُونَ ) * ) .
و به اين ترتيب ، قرآن فرمان مىدهد همه رنگهاى نژادى و قبيلگى و ساير رنگهاى تفرقه انداز را از ميان بردارند و همگى به رنگ الهى در آيند .
مفسران نوشتهاند كه در ميان مسيحيان معمول بود كه فرزندان خود را « غسل تعميد » مىدادند ، گاه ادويه مخصوص زرد رنگى به آب اضافه مىكردند و مىگفتند :
اين غسل مخصوصا با اين رنگ خاص باعث تطهير نوزاد از گناه ذاتى كه از آدم
هامش
( 1 ) در اينكه « * ( صِبْغَةَ اللَّه ) * » چه محلى از اعراب دارد ، مفسران احتمالات متعددى دادهاند كه از همه روشنتر سه احتمال زير است نخست اينكه « مفعول مطلق » براى فعل محذوفى باشد ( اصطبغوا صبغة اللَّه ) ديگر اينكه « بدل » بوده باشد از « * ( مِلَّةَ إِبْراهِيمَ ) * » كه در آيات گذشته بوده ، سوم اينكه « مفعول به » باشد براى فعل محذوفى ( اتبعوا صبغة اللَّه ) .