نكتهها :
1 - وحدت دعوت انبياء
قرآن كرارا در آيات مختلف اشاره مىكند كه همه پيامبران خدا يك هدف را تعقيب مىكردهاند و هيچگونه جدايى در ميان آنها نيست ، زيرا همه از يك منبع وحى و الهام دريافت مىداشتهاند ، لذا به مسلمانان توصيه مىكند به تمام پيغمبران الهى يكسان احترام بگذارند ، ولى چنان كه گفتيم اين موضوع مانع از آن نمىشود كه هر آئين جديد كه از طرف خداوند نازل مىگرديد آئينهاى گذشته را نسخ كند و آئين اسلام آخرين آئين باشد .
زيرا پيغمبران خدا همانند معلمانى بودند كه هر كدام جامعه بشريت را در يك كلاس پرورش مىدادند ، بديهى است دوران تعليم هر يك كه تمام مىشد به دست معلم ديگر ، در كلاس بالاتر سپرده مىشدند ، و روى اين حساب جامعه بشريت موظف است برنامههاى آخرين پيامبر را كه آخرين مرحله تكامل دين آن عصر است اجرا كند ، و اين هرگز مانع حقانيت دعوت ساير پيامبران نخواهد بود .
2 - اسباط چه كسانى بودند ؟
« سبط » ( بر وزن حفظ ) و « سبط » ( بر وزن ثبت ) و انبساط در اصل به معنى گسترش و توسعه چيزى به آسانى و راحتى است ، و گاهى به درخت ، « سبط » ( بر وزن سبد ) گفته مىشود ، زيرا شاخههاى آن به راحتى گسترده مىگردد ، فرزندان و شاخههاى يك فاميل را « سبط » و « اسباط » مىگويند ، به خاطر گسترشى كه در نسل پيدا مىشود .
منظور از اسباط تيرهها و قبائل بنى اسرائيل يا فرزندانى است كه از اولاد دوازده گانه يعقوب به وجود آمدند و چون در ميان آنها پيامبرانى وجود داشتهاند در آيه بالا آنها را جزو كسانى مىشمارد كه آيات خدا بر آنها نازل گرديده است .