به هر حال ، خداوند به آنها دستور داد كه براى توبه از گناهانشان ضمن خضوع در پيشگاه خداوند ، اين جمله را كه دليل بر توبه و تقاضاى عفو بود از صميم دل بر زبان جارى سازند و به آنها وعده داد كه در صورت عمل به اين دستور گناهانشان را خواهد بخشيد ، و حتى به افراد پاك و نيكوكارشان علاوه بر بخشش گناهان اجر ديگرى خواهد داد .
ولى چنان كه مىدانيم ، و از لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل اطلاع داريم ، عده اى از آنها حتى از گفتن اين جمله نيز امتناع كردند و به جاى آن كلمه نامناسبى بطور استهزاء گفتند لذا قرآن مىگويد :
« اما آنها كه ستم كرده بودند اين سخن را به غير آنچه به آنها گفته شده بود تغيير دادند » ( * ( فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ ) * ) .
« ما نيز بر اين ستمگران به خاطر فسق و گناهشان ، عذابى از آسمان فرو فرستاديم » ( * ( فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ) * ) .
واژه « رجز » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : در اصل به معنى اضطراب و انحراف و بىنظمى است ، مخصوصا اين تعبير در مورد شتر به هنگامى كه گامهاى خود را نزديك به هم و نامنظم - به خاطر ضعف و ناتوانى - بر مىدارد گفته مىشود .
مفسر بزرگ « طبرسى » در « مجمع البيان » مىگويد : « رجز » در لغت اهل حجاز به معنى عذاب است ، و حديثى از پيامبر ص نقل مىكند كه در مورد طاعون فرمود :
انه رجز عذب به بعض الامم قبلكم :
« آن يك نوع عذاب است كه بعضى از امتهاى پيشين به وسيله آن معذب شدند » « .
و از اينجا روشن مىشود چرا در بعضى از روايات ، « رجز » در آيه مورد بحث به يك نوع « طاعون » تفسير شده كه به سرعت در ميان بنى اسرائيل شيوع
هامش
( 1 ) در باره معنى رجز در جلد ششم تفسير نمونه صفحه 325 نيز بحث كردهايم .