و نازكتر است در حالى كه سحاب به گروه ديگرى از ابرها گفته مىشود كه نقطه مقابل آن است ، و « غمام » در اصل از ماده « غم » به معنى پوشيدن چيزى است و اينكه به ابر ، غمام گفته شده است به خاطر آنست كه صفحه آسمان را مىپوشاند و اگر به اندوه ، « غم » مىگوئيم نيز از جهت اين است كه گويى قلب انسان را در پوشش خود قرار مىدهد ( 1 ) .
به هر حال اين تعبير ممكن است بخاطر آن باشد كه بنى اسرائيل در عين اينكه از سايه ابرها استفاده مىكردند ، نور كافى به خاطر سفيديشان به آنها مىرسيد ، و آسمان تيره و تار نبود ! 5 - در پايان اين بحث ذكر اين نكته لازم است كه بعضى از مفسران « من » و « سلوى » را به معنى ديگرى غير از آنچه معروف و مشهور است تفسير كردهاند و همانگونه كه اشاره كرديم گفتهاند منظور از « من » مطلق احسان و نعمت بىدريغ خدا است ، و منظور از « سلوى » موجبات آرامش و تسلى خاطر مىباشد كه خداوند اين دو را به بنى اسرائيل بعد از نجات از چنگال فرعونيان مرحمت فرمود ( 2 ) .
اين تفسير علاوه بر اينكه تقريبا مخالف گفتههاى همه مفسران اسلامى و حتى كتب عهدين است با متن آيه مورد بحث سازگار نيست ، زيرا قرآن بعد از ذكر من و سلوى ، بلافاصله مىگويد : * ( كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * « بخوريد از روزيهاى پاكيزه اى كه به شما داديم » زيرا اين تعبير نشان مىدهد كه من و سلوى از خوراكيها بوده است ، اين تعبير نه تنها در اين آيه بلكه عينا در آيه 160 سوره اعراف نيز آمده است .
هامش
( 1 ) تفسير روح المعانى ذيل آيات مورد بحث و مفردات راغب ماده غم .
( 2 ) « پرتوى از قرآن » جلد اول صفحه 165 .