و شاخ درختان و خانههاى مردم مىنشينند ، بطورى كه فقيرترين مردم عسل را مىتوانند خورد » ( 1 ) .
در مورد « سلوى » گر چه بعضى از مفسران آن را به معنى « عسل » گرفتهاند ولى مفسران ديگر تقريبا همه آن را يك نوع پرنده مىدانند ، كه از اطراف بطور فراوان در آن سرزمين مىآمده ، و بنى اسرائيل از گوشت آنها استفاده مىكردند .
در تفسيرى كه بعضى از مسيحيان به عهدين نوشتهاند تاييد اين نظريه را مىبينيم آنجا كه مىگويد .
« بدانكه « سلوى » از آفريقا بطور زياد حركت كرده به شمال مىروند كه در جزيره كاپرى ، 16 هزار از آنها را در يك فصل صيد نمودند . . . اين مرغ از راه درياى قلزم آمده ، خليج عقبه و سوئز را قطع نموده ، در شبه جزيره سينا داخل مىشود ، و از كثرت تعب و زحمتى كه در بين راه كشيده است به آسانى با دست گرفته مىشود ، و چون پرواز نمايد غالبا نزديك زمين است . . . راجع به اين قسمت در سفر خروج و سفر اعداد ( از تورات ) سخن رفته است » ( 2 ) .
از اين نوشته نيز استفاده مىشود كه مقصود از « سلوى » همان پرنده مخصوص پرگوشتى است كه شبيه و اندازه كبوتر است ، و اين پرنده در آن سرزمين معروف مىباشد .
البته لطف مخصوص خداوند به بنى اسرائيل در دوران سرگردانيشان در بيابان سينا ، سبب شده بود كه اين پرنده به طور فراوان در طول اين مدت در آنجا وجود داشته باشد تا بتوانند از آن استفاده كنند ، و گرنه بطور عادى مشكل بود چنين نعمتى نصيبشان شود .
هامش
( 1 ) قاموس كتاب مقدس صفحه 612 .
( 2 ) قاموس كتاب مقدس ( مستر هاكس ) صفحه 483 .