تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
لطف خدا نيز در اين موقع به يارى او شتافت و چنان كه قرآن در آيات فوق مىگويد : « آدم از پروردگار خود كلماتى دريافت داشت ، سخنانى مؤثر و دگرگون كننده ، و با آن توبه كرد و خدا نيز توبه او را پذيرفت » ( * ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه ) * ) . چرا كه او تواب و رحيم است . « * ( إِنَّه هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) * » « توبه » در اصل به معنى « بازگشت » است ، و در لسان قرآن به معنى بازگشت از گناه مىآيد ، اين در صورتى است كه به شخص گنهكار نسبت داده شود ، ولى گاه اين كلمه به خدا نسبت داده مىشود ، در آنجا به معنى بازگشت به رحمت است ، يعنى رحمتى را كه به خاطر ارتكاب گناه از بنده سلب كرده بود بعد از بازگشت او به خط اطاعت و بندگى به او باز مىگرداند ، و به همين جهت در مورد خدا تعبير به « تواب » ( بسيار بازگشت كننده به رحمت ) مىشود . و به تعبير ديگر « توبه » لفظى است مشترك ، ميان خدا و بندگان ، هنگامى كه بندگان به آن توصيف شوند مفهومش اين است كه به سوى خدا بازگشته‌اند زيرا هر گنهكارى در حقيقت از پروردگارش فرار كرده ، هنگامى كه توبه مىكند به سوى او باز مىگردد . خداوند نيز در حالت عصيان بندگان گويى از آنها روىگردان مىشود ، هنگامى كه خداوند به توبه توصيف مىشود ، مفهومش اين است كه نظر لطف و رحمت و محبتش را به آنها باز مىگرداند ( 1 ) . درست است كه آدم در حقيقت كار حرامى انجام نداده بود ، ولى همين ترك
هامش
( 1 ) به همين دليل « توبه » هنگامى كه به بنده نسبت داده مىشود با كلمه « الى » و هنگامى كه به خدا نسبت داده مىشود با كلمه « على » متعدى مىشود « در صورت اول » تاب اليه « گفته مىشود و در صورت دوم » تاب عليه « ) ( تفسير كبير فخر رازى و تفسير صافى ذيل آيه مورد بحث ) .