زيرا مىدانيم جو زمين كه همچون سقفى بر بالاى سر ما قرار دارد ، داراى آن چنان استحكامى است كه كره زمين را در برابر سقوط سنگهاى آسمانى حفظ مىكند ، اين سنگها كه شبانه روز ، مرتبا در حوزه جاذبه زمين قرار گرفته و به سوى آن جذب مىشوند ، اگر اين قشر هواى متراكم نبود ما مرتبا در معرض سقوط اين سنگهاى خطرناك بوديم ، اما وجود اين قشر ، سبب مىشود كه سنگها پس از برخورد با جو زمين مشتعل و سپس خاكستر شود .
4 - و گاهى به معنى « كرات بالا » آمده است ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ : « به آسمانها پرداخت در حالى كه دود و بخار بودند » ( و از گاز نخستين ، كرات را آفريد ) ( فصلت - 11 ) .
اكنون به اصل سخن باز گرديم ، در اينكه مقصود از آسمانهاى هفتگانه چيست ؟ مفسران و دانشمندان اسلامى بيانات گوناگونى دارند و تفسيرهاى مختلفى كردهاند :
1 - بعضى آسمانهاى هفتگانه را ، همان « سيارات سبع » مىدانند ( عطارد زهره ، مريخ ، مشترى ، زحل ، و ماه و خورشيد ) كه به عقيده دانشمندان فلكى قديم جزء سيارات بودند ( 1 ) .
2 - بعضى ديگر معتقدند كه منظور طبقات متراكم هواى اطراف زمين است و قشرهاى مختلفى كه روى هم قرار گرفته است .
3 - بعضى ديگر مىگويند : عدد هفت در اينجا به معنى عدد تعدادى ( عدد
هامش
( 1 ) بعضى نيز ، كرات منظومه شمسى را كه ده كره است ( 9 سياره معروف به اضافه سياره اى كه در ميان مريخ و مشترى بوده و سپس متلاشى شده و بقاياى آن هم چنان در همان مدار در گردش است ) به دو گروه تقسيم كردهاند ، گروهى كه در زير مدار زمين قرار دارند ( عطارد و زهره ) و گروهى كه در بيرون مدار زمين و فوق آن هستند كه هفت سياره ديگر مىباشد و به اين ترتيب شايد مىخواهند آسمانهاى هفتگانه را به كرات هفتگانه بيرونى تفسير كنند ( دقت كنيد ) .