در مثال دوم قرآن صحنه زندگى آنها را به شكل ديگرى ترسيم مىنمايد :
شبى است تاريك و ظلمانى پرخوف و خطر ، باران به شدت مىبارد ، از كرانههاى افق برق پرنورى مىجهد ، صداى غرش وحشتزا و مهيب رعد ، نزديك است پردههاى گوش را پاره كند ، انسانى بىپناه در دل اين دشت وسيع و ظلمانى و پر از خطر ، حيران و سرگردان مانده است ، باران پر پشت ، بدن او را مرطوب ساخته ، نه پناهگاه مورد اطمينانى وجود دارد كه به آن پناه برد و نه ظلمت اجازه مىدهد گامى به سوى مقصد بردارد .
قرآن در يك عبارت كوتاه ، حال چنين مسافر سرگردانى را بازگو مىكند :
« يا همانند بارانى كه در شب تاريك ، توام با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذرانى ) ببارد » ( * ( أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيه ظُلُماتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ ) * ) .
سپس اضافه مىكند « آنها از ترس مرگ انگشتها را در گوش خود مىگذارند تا صداى وحشتانگيز صاعقهها را نشنوند » ( * ( يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ ) * ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : « و خداوند به كافران احاطه دارد » ( و آنها هر كجا بروند در قبضه قدرت او هستند ) ( * ( وَاللَّه مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ) * ) .
برقها پى در پى بر صفحه آسمان تاريك جستن مىكند : « نور برق آن چنان خيره كننده است كه نزديك است چشمهاى آنها را بربايد » ( * ( يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ ) * ) .
« هر زمان كه برقى مىزند و صفحه بيابان تاريك ، روشن مىشود ، چند گامى در پرتو آن راه مىروند ، ولى بلافاصله ظلمت بر آنها مسلط مىشود و آنها در جاى خود متوقف مىگردند » ( * ( كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيه وَإِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا ) * ) .
آنها هر لحظه خطر را در برابر خود احساس مىكنند ، چرا كه در دل اين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٢