اروپائىگرى و بىدينى سوق مىدهند .
وضع كنونى مسلمين جهان ، بهقدرى رقّتآور است كه هر مسلمانى اگر در علل پيدايش اين وضع دقيقاً بررسى كند ، مىبيند براى اصلاح اوضاع حادّ ضد دينى فعلى ، جز يك جنبش حادّ دينى ، هيچ كارى و امرى ، هيچ موعظه و نصيحتى ، تأثيرى نداشته و وضع را به حد اعتدال در نخواهد آورد .
روى همين اصل ، ما با خداى خود پيمان بستهايم ؛ پيمانى اصيل و پابرجا ، پيمانى محكم و خللناپذير كه در راه او تا آخرين نفس بكوشيم ، و به قول اقبال لاهورى :
هر كه پيمان با هو الموجود بست * گردنش از بند هر معبود رست .
راه و هدف
البتّه ما انتظار نداريم حتماً خود به نتايج مطلوب برسيم ، بلكه ترجيح مىدهيم كه بكوشيم و بيكار ننشينيم و ثمرهء كوشش ما را نسل آينده و فرزندان فردا ببينند .
ما ترجيح مىدهيم به جاى زندگى با اين مردم ! ( چنان كه حسين عليه السلام فرمود ) شاهينوار به آسمان شهادت پرواز كنيم و چه سعادتى بالاتر از اين مىتوان براى يك بشر سعادتمند ( واقعى ) تصوّر كرد ؟ !
و هزار ضربت شمشير - چنانچه على عليه السلام فرموده است - براى ما خوشتر و راحتتر و آسانتر از مرگ در بستر نرم و گرم است . . . و نثار