ديگر نيز سرنوشتى بهتر از ارباب اصلى خود نخواهند داشت .
ياران حسين عليه السلام
اى بسا انبوه لشگرها كه با ايمان لرزان * روز بازى حوادث جرئت ميدان ندارد
اى بسا سرباز جان بر كف كه با نيروى ايمان * باك از سرلشگر و فرمانده و فرمان ندارد
بشكند بازوى تقوى مشت فولادين بىدين * گرچه مرد متقى سر پنجهء طغيان ندارد
حسين عليه السلام وقتى از مدينه خارج شد ، عدّه زيادى از افراد طمع كار ، به خيال اينكه حكومت و رياستى در كار است ! همراه امام حسين عليه السلام بودند و تا شب عاشورا نيز ، حداقل هزار سرباز سواره و يكصد نفر پياده در ركاب حضرت ماندند ، ولى شب عاشورا امام حسين عليه السلام همه را جمع كرد و با قيافه و چهرهء دُرفِشان و ملكوتى و خاصّ خويش - كه در پرتو شمعهاى لرزان خيره كننده بود - فرمود :
« خدايا ! من تو را حمد مىكنم كه ما را با نبوّت مكرّم كردى و قرآن را به ما آموختى و در دين ، فقيهمان نمودى . اينجا كربلاست ، فردا ميدان گاهى است براى مردان خدا ، مردانى كه دنيا را با تمام مظاهرش با تمام خوشىها و زيبائىها ، براى مبارزه با فساد يزيد وداع مىگويند . . . واى به حال كسى كه فردا اينجا باشد ، صداى ما را بشنود ، گريه و ضجّهء زنان و كودكان به گوش او برسد و از كمك به ما كوتاهى بكند . من بيعت را از شما برداشتم ، اينك تاريكى شب همهجا را فرا