و احديت خود ازلا و ابدا باقيست .
گر هر دو كون موج برآرند صد هزار
جمله يكيست ليك به تكرار آمده
در باغ عشق يك احديت كه تافتست
شاخ و درخت و برگ و گل و خار آمده
يك عين متّفق كه جز او ذرّه اى نبود
چون گشت ظاهر اين همه اغيار آمده
عكسى ز زير پردهء وحدت علم زده
در صد هزار پردهء پندار آمده
غيرى چگونه روى نمايد چو هر چه هست
عين دگر يكيست « 1 » پديدار آمده
هامش
« 1 » يكيست : يك است JDPA