فصل ( 8 )
از تقرير اين معانى و تمهيد اين مبانى و بيان مراتب و حضرات و شرح درجات بعضى از اسماء و صفات و ذكر تنزّلات وجود تا آخر انواع عالم شهود چون آفتاب روشن مىگردد .
كين مختلفات جمله از يك اصل است * وين جمله چگونه ها از آن بىچون است .
حضرت مولوى فرمايد قدّس الله تعالى « 1 » سرّه ،
كاروان غيب مىآيد به عين * ليك از اين زشتان نهان آيد همى
نغز رويان سوى زشتان كى روند * بلبل اندر گلستان آيد همى
پهلوى نرگس برويد ياسمين * گل به غنچهء خوش دهان آيد همى
اين همه رمز است مقصود اين بود * كان جهان در اين جهان آيد همى
همچو روغن در ميان جان شير * لا مكان اندر مكان آيد همى
همچو عقل اندر ميان خون و پوست * بىنشان اندر نشان آيد همى
وصل
از غيب مطلق تا آخرين مرتبهء مظاهر حق يك وجود است كه به حسب اختلاف تجليّات و تعيّنات مسمّى به « مراتب » و « حضرات » گشته است . و اين تعيّنات اعتبارات محضه و اضافات صرفه است چنان كه اگر واحد را
هامش
« 1 » تعالى : - JD