تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
فصل « 1 » ( 2 ) و بعد از تنزّل به مرتبهء تعيّن اوّل تنزّل است به مرتبهء تعيّن ثانى . و آن مرتبهء دوم ذات است ، كه ظاهر مىشود أشياء به صفت تميّز علمى در او . و لهذا اين مرتبه را ناميده‌اند به « عالم معانى » . و اين تعيّن به حقيقت صورت تعيّن اول است ، زيرا كه چون كثرت و تميّز منتفيست از تعيّن اوّل به طريق تفصيل و ثابت است مر او را كه به طريق اجمال ، پس آن چه قابل است صورت تفصيل را ظل و صورت است مر آن حضرت را كه جميع اعتبارات در او مندرج و مندمج است ، و اين حضرت واحديت است . و اين مرتبه را « حضرت عمائيه » [ 29 ] نيز خوانده‌اند ، به جهت آن كه برزخ و حايل شده است ميان وحدت و كثرت و مانع آمده است از اضافت نقائص به حق به وجهى از وجوه چنان كه « عماء » اسم شده است مر غيمى رقيق را كه حايل مىشود ميان ناظر و قرص شمس و مانع مىآيد أبصار را از رؤيت نور او . وصل و يتعيّن في هذه المرتبة المرتبة الجامعة لجميع التعيّنات الفعلية
شرح
[ 29 ] . و هذه الحضرة العمائية هي التي يظهر فيها الحق بصفات الخلق متنزّلا من رتبته المختصّة به ، و هي حضرة الوجوب . فيضاف إليه تعالى و تقدّس كل ما يضاف إلى الخلق من تعجّب و تردّد و ضحك و أمثال ذلك . منه .
هامش
« 1 » فصل : وصل HSPA