تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
وراء طور عقل يعنى ، قوّهء عقليّه به ادراك آن وافى نيست ، نه آن كه منافى طور عقل است [ 10 ] ، زيرا كه به مقدّمات عقليّه نه اثبات آن مىتوان كرد ، و نه نفى آن . و الله تعالى أعلم . وصل و هو ، أي الوجود ، أظهر من كلّ شيء تحقّقا و انّيّة - حتّى قيل ، انّه بديهى - و أخفى من جميع الأشياء حقيقة [ 11 ] . و ليس عبارة عن الكون و الحصول
شرح
[ 10 ] و في كلام حجّة الإسلام رحمه الله : و اعلم أنّه لا يجوز أن يظهر في طور الولاية ما يقضى العقل باستحالته نعم ، يجوز أن يظهر في طور الولاية ما يقصر العقل عنه ، بمعنى أنّه لا يدرك ، بمجرّد العقل . و من لا يفرق بين ما يحيله العقل و بين ما لا يناله العقل ، فهو أخسّ من أن يخاطب ، فليترك و جهله . منه . [ 11 ] و از انفاس قدسيهء ولد است رحمه الله : « حق تعالى از همهء مخلوقات و موجودات ظاهرتر است و از غايت پيدايى پنهان است ، كه خفى لشدّة ظهوره ، زيرا هر مخلوقى را از آدمى و غيره به اوصافش توان شناختن « 1 » . مثلا چون صورت آدمى را مىبينى ، اگر از تو مىپرسند كه چه كس است ، مىگوئى ، نمىشناسمش . بعد از اختلاط ، كه افعال و اقوال و اخلاق و هنرهاى او را مشاهده مىكنى ، مىگوئى كه نيكش شناختم . آن چه از او ديدى كه موجب شناخت شد يقين كه صورت او نيست ، معنى بىچون و چگونهء اوست . اكنون چون بدان مقدار اخلاق و افعال « 2 » معنى آدمى بر تو پيدا شد ، حق تعالى - كه جملهء مخلوقات افعال و اقوال و آثار اوست - چون پنهان ماند ؟ از اين روى مىگويند ، « الحقّ أظهر من الشمس ، فمن طلب البيان بعد العيان ، فهو في الخسران . هر كه بر هستى حق جويد دليل * او زيانمند است و اعما و ذليل « اگر چه معنى آدمى را به چشم نديدى ، از افعال و اقوالش شناختى و مىگوئى كه در او جوهريست كه اين همه از او مىآيد . چرا با خود نگوئى كه حق تعالى نيز چنين ذاتى است كه هر چه ديدم و خواهم ديدن همه صنع و آفريدهء اوست ؟ پس دايم خداى تعالى را از همه پيداتر بين و مگو كه نمىبينم .
هامش
« 1 » شناختن : شناخت JSD « 2 » افعال : افعال و اقوال JD