تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
طلب پيروزى بر قريش 7 خداوندا ، از تو مسئلت دارم مرا بر قريش و كسى كه آنان را يارى كند پيروز فرما ، زيرا آنان حق خويشاوندى مرا بريدند و براى ستيزه گرى با من در بارهء امرى كه حق من بود ، دست اتحاد به هم دادند ، 8 سپس گفتند : « خاصيت حق اينست كه مىتوانى آن را بگيرى و مىتوانى آن را رها كنى 9 » . در بارهء اصحاب جمل 10 اصحاب جمل از موقعيت قانونى خود تعدى كرده و بيرون آمده و حرم پيامبر اكرم ( ص ) را مانند كنيزى كه براى خريد مىكشانند ، به سوى بصره كشاندند 11 [ آن دو شيخ ( طلحه و زبير ) ] زنهاى خود را در خانه‌هاى خويش محفوظ داشته و حرم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را كه آن حضرت در خانهء خويش محفوظ نگاهداشته بود ، بر خود و ديگران آشكار كردند در جمع لشكرى كه مردى از آن نبود مگر اين كه التزام به اطاعت از من داده و با كمال اختيار و بدون اكراه با من بيعت كرده بود . 12 آنان در بصره به حاكمى كه از طرف من تعيين شده است ( عثمان بن حنيف ) و به متصديان بيت المال مسلمين و ديگران هجوم بردند و گروهى را با شكنجه و گروه ديگرى را با حيله گرى كشتند . 13 سوگند به خدا ، اگر از مسلمانان تنها يك فرد را از روى تعمد و بدون ارتكاب جرم مىكشتند ، كشتن همهء آن لشكريان براى من حلال بود 14 زيرا آنان حاضر بودند و آن جنايت را منكر نشدند و نه با زبان از مقتول مظلوم دفاع كردند و نه با دست 15 صرف نظر از اين كه آن تبهكاران از مسلمانان به شمارهء عده اى از لشكريان كه به آنان هجوم آوردند ، به قتل رساندند . 16