تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
كوشش آفريده است همان گونه كه ما انسانها در حالات طبيعى و حصول توانايى مغزى ، عدد 1 يا 2 را در ذهن خود به وجود مىآوريم . او مخلوقات را با قدرت خود آفريد و هيچ نيازى به استمداد از عوامل و قدرتهاى ديگر كه خود ، مخلوقات او هستند ندارد . او تمامى گردنكشان دنيا را به بندگى خود كشيده و با جود و عطاى خود بر همهء بزرگان ، مالكيت دارد . براى اثبات اين حقيقت نيازى به چون و چراهاى بىسر و ته ندارد ، تنها كافى است كه آدمى بتواند در بارهء مفهوم كمال مطلق الهى دريافتى داشته باشد . و براى همين منطق اصيل است كه عده اى از عظماى فكر بشرى چه در شرق و چه در غرب معتقد شده‌اند كه براى درك صفات با عظمت خداوند متعال كافى است كه با يك نورانيت و صفاى ذهنى و قلبى آن مفهوم بزرگ دريافت شود كه اشتياق به آن در نهاد همگان به وديعت نهاده شده است و اگر خداوند اين اشتياق را كه به همگان عنايت فرموده است ، قابل وصول به نتيجه قرار نمىداد در درون ما نمىآفريد : « گر نخواهم داد خود ننمايمش » 4 ، 7 - و هو الَّذي أسكن الدّنيا خلقه ، و بعث إلى الجنّ و الإنس رسله ، ليكشفوا لهم عن غطائها . . . الى 7 ( او همان خداونديست كه مخلوقاتش را در دنيا ساكن نمود و رسولان خود را به دو گروه جن و انس فرستاد تا پرده‌هاى ظلمانى دنيا را از جلو چشمان آنان بردارند . . . تا 7 )

اهميت شناخت دنيا در اهداف برانگيخته شدن پيامبران عظام صلوات اللَّه عليهم .

ساده لوحانى وجود دارند كه گمان مىكنند خداوند ذوالجلال پيامبران را مبعوث فرموده است تنها براى آن كه مردم در يك دنياى ناشناخته و با عوامل ذهنى و قلبى مجهول و بدون آشنايى با اهداف شناخت و عبادت خداوندى ، زندگى خود را به سر آورند و چهره در نقاب خاك بكشند . اين تصور قطعا از مهمترين عوامل ركود و جمود