تفسير عمومى خطبهء صد و هشتاد و سوم
2 ، 3 - الحمد للَّه المعروف من غير رؤية ، و الخالق من غير منصبة . . . الى 3 ( ستايش خداى راست كه شناخته شده است بدون ديده شدن و آفريننده است بدون تلاش و كوشش . . . ) هيچ حقيقتى در عموميت شناخته شدن خداوندى بدون ديدن ، در جهان وجود ندارد .
هيچ حقيقتى مانند وجود خداوند ذوالجلال در هستى نيست كه بدون مشاهده و ديده شدن ، به نحوى شناخته شده باشد كه هر كسى در موقع توجه فطرى به ارتباط آن خدا با او بگويد كه اين خدا فقط خداى من است . با اين جمله همهء ما آشنايى داريم كه در موقع هيجانات روحى مىگوييم : « اى خداى من » و به قول سعدى :
چنان لطف او شامل هر تن است
كه هر بنده گويد خداى من است
يا اين كه به قول مولوى :
تن ز جان و جان ز تن مستور نيست
ليك كس را ديد جان دستور نيست
مگر افراد بسيار آگاه و وارسته از اتصال به علايق دنيوى ، و تحصيل قدرت ديدن مجرد از ماده و ماديات . او خداوندى است كه مخلوقات را بدون حركت و تلاش و