تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
در آن موقع با اين كه به جمال والاى پيامبر اكرم مىنگريست و از نادانىها و هوى پرستىها و سستىهاى مردم شكوه‌ها مىكرد ، در درونش موج نيايش سركشيد : * ( قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ . نَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا . فِراراً وَإِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا . اسْتِكْباراً ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ . جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ . إِسْراراً فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ ) * [ نوح آيه ، 5 تا 9 ] * ( وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا . ) * [ نوح ، آيه 24 ] ( اى پروردگار من ، من شب و روز قوم خود را به سوى تو دعوت نمودم . دعوت من آنان را جز گريز چيزى نيفزود . و من هر وقت كه آنان را دعوت كردم تا آنان را ببخشى ، انگشتان خود را بر گوششان نهادند و لباسها را بر خود پيچيدند و اصرار به باطل ورزيدند و بناى استكبار را نهادند . من آنان را رها نكردم ، آشكارا به دعوت آنان به سوى تو پرداختم . سپس تبليغ رسالتم را بر آنان اعلان و گاه ديگر پنهانى تبليغ نمودم . سپس به آنان گفتم : بياييد به سوى خدا بازگشت كنيد ، او پروردگارى است بخشنده ) . خداوندا ، تو خود شاهدى كه آن تبهكاران از خود و خدا بيگانه ، نشنيدند و نپذيرفتند ( و عدهء فراوانى از مردم را گمراه كردند و آن همه مهربانىها و خيرخواهىها و دعوتهاى من ، جز ضلالت و سيه روزى بر ستمكاران نيفزود . ) و ديگر اين كه يا رسول اللَّه كاسهء صبر و شكيبايىام از طول فراق لبريز شده است .
اين زمان جان دامنم بر تافته است بوى پيراهان يوسف يافته است
ديدار تو اى برگزيدهء محبوب خدا ، آتش اشتياقم را بر آن ديارى كه روح تو و ارواح ملكوتى از ديدار خدا برخوردارند شعله ورتر ساخت .
از براى حق صحبت سالها بازگو رمزى از آن خوشحالها تا زمين و آسمان خندان شود عقل و روح و ديده صد چندان شود