تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥

2 - چگونه اميد را با خيالات مخلوط نكنيم

مادامى كه در اين دنيا هستيم و داراى خواسته‌هاى بىنهايت مىباشيم و جهان طبيعى هم فهرستى از موضوعات خواسته‌ها را نشان مىدهد ، اميد و آرزو هم در قاموس بشرى وجود خواهد داشت . از آن طرف فعاليّت و جريانهاى ذهنى به جهت فراوانى كه دارند ، روح ما را همواره به خود مشغول مىسازند و نيز انديشه‌هاى منطقى كه واقعيّات را مطرح مىكنند ، به جهت محدوديّتى كه دارند ، نمىتوانند تمام فعاليّت و جريانات ذهنى را در راه خود استخدام كنند . از همين جا خيالات توليد مىشوند و اكثر فعاليّتها و جريانات ذهنى ما را تشكيل مىدهند . اين خيالات كارى با واقعيّتهاى زندگى مادّى و معنوى ما ندارند . لذا اغلب بىپايه و پوچ هستند و باعث صرف انرژى بيهوده مىگردند . مهمترين فرقى كه بين خيالات و اميد وجود دارد ، اينست كه خيالات عبارت است از : « جريان صور مخلوط از واقع و ساختگى در صفحهء ذهن انسانى بدون اين كه توانايى تحريك داشته باشد » . در صورتى كه : اميد به جهت تعلَّق به واقعيّات و خواستن آنها ، جنبهء تحريك به سوى موضوعاتى دارد كه اميد انسانى به آنها تعلق گرفته است . ما بايستى در زندگانى بكوشيم خيالات سست و بىپايه را با اميد اشتباه نكنيم و هر چه در ذهن ما خوب و مورد تمايل جلوه مىكند ، به عنوان موتور محرّك زندگى تلقّى نكنيم . » امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « انّ اخوف ما اخاف عليكم اثنان اتّباع الهوى و طول الامل » . شديدترين ترسى كه در بارهء شما دارم ، دو چيز است : پيروى از هوى و هوس و آرزوى دور و دراز . بنا بر اين اوّلين شرط به ثمر رسانيدن اميد ، محاسبهء امكانات خود انسان است ، كه تا چه اندازه و به چه كيفيّت مىتواند با واقعيّات مفيد زندگى تماس پيدا كند ، و عدم مراعات