گر توهّم مىكند او فهم ذات
ذات نبود و هم اسماء و صفات
و هم مخلوق است و مولود آمده است
حق نزاييده است و او لم يولد است
عاشق تصوير و وهم خويشتن
كى بود از عاشقان ذو المنن ( 1 ) صد هزاران كشتى با هول و سهم
تخته تخته گشته در درياى وهم
كمترين فرعون چست فيلسوف
ماه او در برج وهمى در خسوف
. . .
چون تو را وهم تو دارد خيره سر
از چه گردى گِرد وهم آن ديگر
وهم آن گاه است كاو پوشيده است
اين تحرى از پى ناديده است ( 2 ) قدر هر روزى ز عمر مرد كار
باشد از سال جهان پنجه هزار ( 3 ) عقلها زين سِر بود بيرون در
زَهرهء وهم ار بدرّد گو بدر ( 4 ) موج خاكى فهم و وهم و فكر ماست
موج آبى صحو و سكر است و بقاست
( 5 ) در علم النفس در آن مباحث كه مربوط به فعاليتها و صور ذهنى مغز است ، در بارهء دو پديدهء تخيل و توهّم مسائلى مطرح مىشود كه بايد مورد دقت قرار بگيرند . از با اهميتترين اين مباحث ، نخست تعريف اين دو پديده است ، سپس مختصات آن دو از آن جهت كه در امثال اين موارد كه دور از مشاهدات عينى تجربى فيزيكى است ، مناقشات لفظى و اشتباه مفاهيم به مصاديق به طور فراوان اتفاق مىافتد ، لذا بهترين راه در اين موارد ، تحقيق و بررسى نهايى در انواع فعاليتهاى مغزى و شناخت حقايق آنها است بدون گرفتارى به الفاظ و اصطلاحات . در مغز آدمى دو نوع مفاهيم و قضاياى
هامش
( 1 ) . مثنوى دفتر اول ، فرق ميان آن كه درويش است به خدا . . . ص 56 .
( 2 ) . مثنوى دفتر اول ، ماهى گير ، ص 71 ، سطر 5 .
( 3 ) . مثنوى دفتر اول ، دفع كردن وزير مريد آن را ، ص 14 ، سطر 10 .
( 4 ) . دفتر پنجم ، در بيان كسى كه سخن گويد كه حال او . . . ص 311 ، سطر 39 .
( 5 ) . در ديوان مثنوى بيش از 80 مورد وهم در الهيات مورد انتقاد قرار گرفته است .