تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
تفسير در بارهء حقيقت مزبور است . اين تفسير را با يك تشبيه ساده چنين بيان نموده است : « براى توضيح اين معنى كشورى از كشورها را در نظر بگير كه يك امت به جهت عوامل طبيعى ، اقتصادى و سياسى در آن كشور ساكنند و با امور مزبور در زندگى خود استقلالى دارند و در مقابل ديگر امّتها مشخص گشته و يكى از جوامع انسانى را تشكيل داده‌اند . آنان در فعاليتها و نتايج آنها با همديگر درآميخته‌اند و هماهنگ زندگى مىكنند . سپس در بهره بردارى از نتايج ، هر يك از افراد و گروه‌هاى آن مجتمع به قدر موقعيت و وزن اجتماعى كه دارد برخوردار مىگردند . با نظر به قضاياى فوق واجب است كه وحدت و اتصال امت كه به وسيله زندگى اجتماعى به دست آمده است به وسيله كسى كه متصدى وحدت و هماهنگ ساختن آن امور است ، محقق شده ، اجراء و استمرار داشته باشد . تجربه قطعى اين حقيقت را به انسان نشان داده است كه عوامل گوناگون و اعمال و اراده‌هاى متنوع در يك هدف و يك مسير با صفت اتحاد و هماهنگى دوام پيدا نمىكند مگر اين كه زمام همهء امور مختلف در دست كسى قرار بگيرد كه آن را حفظ كند و حيات آن امور را با تدبير مناسب ادامه بدهد و در غير اين صورت ، با سرعت رو به متلاشى شدن و گسيختگى خواهد رفت . . . و تعجب در بارهء اين عامل ، هماهنگى و انبساط و گسترش آن در عين وحدت ، در اين است كه اين امر واحد صادر از آن مقام عالى در « كرسىها » ( مقامات بعد از مقام نخستين دارندهء زمام و تابع آن ) با كثرت و اختلاف مراتبى كه دارند در هر موقعيتى با شكل خاصى عمل مىكند كه مناسب و هماهنگ با همان موقعيت مىباشند . . . مثلا مصالح مالى تكاليف مالى خود را از آن مىگيرند و مصالح سياسى تكاليف سياسى خود را از مقام خاص خود اتخاذ مىكنند و هكذا مصالح نظامى و غير ذلك . پس همه تفصيلات اعمال و اراده‌ها و احكام جارى در بارهء آنها كه در كشور فراگير است [ كه از نظر كثرت قابل شمارش نيست ، بلكه بىنهايت است ] به طور مداوم در حال تشكل رو به وحدت و انقسام بر « كرسىها » است ،