* ( قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي الله شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ . . . ) * ( 1 ) ( آيا در وجود خداوند آفرينندهء آسمانها و زمين شكى وجود دارد ) براى بر طرف شدن شك و ترديد در وجود خداوند سبحان ، سه عامل اساسى وجود دارد :
عامل يكم - تفكر لازم و كافى در عالم درونى
كه آيات بىشمار خداوندى را مىتوان در آن ديد مانند قدرت انواع تجريد ، تجسيم ، انديشه ، تعقل ، اكتشافات ، علم حضورى ( خود آگاهى ) ، قانونگرايى ، دريافت لذايذ طبيعى و فوق طبيعى ، آلام فوق طبيعى ، اراده ، تصميم ، اختيار و صدها نيرو و پديده كه درك آنها با توصيفات و تعاريف و تعبيرات فيزيكى و فيزيولوژيك و بيولوژيك امكانپذير نمىباشد و اين كه در موقع بروز فعليت نيروها و پديدههاى فوق ، انعكاس و تأثرى در وضع فيزيكى يا فيزيولوژيك و بيولوژيك به وجود مىآيد ، هيچ دلالتى بر مادى و طبيعى بودن اصل نيروها و پديدهها نمىباشد .
عامل دوم - دقت و تحقيق و بررسىهاى علمى و فلسفى
در عالم برونى عينى كه آيات و شكوه فوق طبيعى حاكم بر طبيعت را با كمال وضوح اثبات مىكند .
عامل سوم - دريافت مفهومى به عنوان مفهوم خدا
با اين خصوصيات ( موجودى بىنياز از علت و مستغنى از هرگونه وابستگى ، فراسوى زمان ، مكان ، حركت ، سكون و عالم و قادر مطلق و به طور خلاصه داراى همه كمالات ) . هر گاه كسى چنين مفهومى را دريافت كرد ، براى اثبات هستى آن ، نياز به هيچ قضيه و دليلى ندارد . زيرا چنين مفهومى هستى خود را در ذات خود دارد . و اگر كسى خود را به ناتوانى زد و ناتوانى را به خود تلقين نمود كه من چنين مفهومى را نمىتوانم دريافت كنم ، ما با چنين كسى جز ارجاع او به وجدان برينش كارى نداريم .
هامش
( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيه 10 .