تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
12 - أيّها النّاس ، إنّ الدّنيا تعزّ المؤمّل لها و المخلد إليها ، و لا تنفس به من نافس فيها ، و تغلب من غلب عليها . ( اى مردم ، اين دنيا آرزو كنندهء خود [ دنيا ] را و كسى را كه در آن بيارامد مىفريبد و كسى را كه در بارهء آن به رقابت بپردازد ، او را عزيز نمىدارد تا در بارهء او به رقابت بورزد . دنيا بر آن كسى كه در بارهء آن پيروز شده ، غلبه مىنمايد . )

علت چيست كه هر اندازه هم كه انسان در اين دنيا به خواستنىهاى دنيوى نايل گردد

باز از همين دنيا فريب مىخورد و حريصتر مىگردد اگر آدميزادگان به علت حرص شديدى كه براى به دست آوردن خواستنىهاى دنيوى دارند پى ببرند و نتايج آن حرص و تلاش براى اشباع آن را بفهمند ، براى آرزوها و تمايلات خود ، حدودى قائل مىشوند . ولى هيهات كه خاصيت قطعى اين شوره زار آبنما را درك كنند و فريب درخشندگى آن را نخورند . ما بايد بدانيم كه علت اصلى اين حرص و جوش دائم التزايد همان اشتياق بسيار با اهميت است كه آدمى براى تحصيل كمال و وصول به آن دارد . اين اشتياق و نيروى آن ، هر گاه در مسير علم و معرفت قرار بگيرد ، موجب تكاپوى شديد براى علم و معرفت مىگردد . اگر براى خدمت به نوع انسانى به جريان بيفتد همه قواى مادى و مغزى و روانى فرد را در اين راه به كار مىاندازد و همچنين . . . ولى چه بايد كرد كه همان گونه كه امام حسين ( ع ) فرمود الناس عبيد الدنيا ( مردم بندگان دنيا هستند ) و طبيعى است كه بشر نيرو و اشتياق به كمال را در افزودن به ارتباط هر چه بيشتر با متاع و زرق و برق دنيا مستهلك بسازد . آدمى در اين كشاكش به دنيا مىآرامد همان گونه كه طفل شيرخوار در آغوش مادرش . او غافل از آن است كه دنيا براى خير و صلاح او هرگز دست به كار نخواهد شد و براى نجات دادن او رقابت با كسى نخواهد كرد و نمىداند كه بالاخره دنيا او را بر زمين خواهد زد ، اگر چه در تمامى عمرش بر دنيا غالب باشد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 206 | محمد تقي جعفري