تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
باطل از يكديگر انجام داده‌ايد و با آگاه ساختن شما به سرگذشت گذشتگان ، شما را پند و اندرز داده‌اند و براى شما مثلها زده‌اند 55 و شما به يك امر روشن دعوت شده‌ايد ، پس ناشنواى حقيقى كسى است كه آن نصايح را نشنود و نابيناى واقعى كسى است كه خود را از بينايى به آن حقايق تجربه شده و نصايح محروم بسازد . 56 و كسى كه خداوند به وسيلهء آزمايش و تجارب نفعى به او نرساند ، از هيچ اندرزى سودى نمىبرد و نتيجهء تقصير او از پيش رويش برآيد تا ناشناخته را شناخته انگارد و شناخته را ناشناخت داند . 57 جز اين نيست كه مردم بر دو صنفند : پيرو قانون شرع ، يا بدعت گزار و پيرو بدعت كه با او نه هيچ برهانى از قانون و سنّت خداوند سبحان وجود دارد و نه هيچ روشنايى و نورى از دليل و حجت الهى . 58 قرآن قطعى است كه خداوند سبحان هيچ كس را پندى مانند مواعظى كه در قرآن آورده نداده است 59 زيرا قرآن طناب نجات بخش است و سبب امين الهى . در اين كتاب آسمانى بهار قلب است و سرچشمه‌هاى علم . 60 و جز قرآن براى قلب جلايى نيست . 61 با اين وصف كه قرآن داراى آن است ، آنان كه به وسيلهء اين نامهء حيات بخش الهى به حق و حقيقت نايل مىشدند ، درگذشتند و آنان كه ماندند ، يا آن را فراموش كردند ، يا خود را به فراموشى زدند . 62 پس هر وقتى كه خيرى را ديديد براى تحقق بخشيدن به آن كمك كنيد و هنگامى كه شَرّى را ديديد از آن بگريزيد . 63 زيرا رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم مىفرمود : « اى فرزند آدم ، عمل به خير كن و از شرّ بپرهيز ، با عمل به اين دستور است كه تو انسانى با كرامت و مقتصد ( معتدل در تكاپو ) خواهى بود . 64 انواع ستم آگاه باشيد ظلم بر سه قسم است : ظلمى كه بخشوده نشود ، و ظلمى كه رها نگردد و