خود ، تباهى شخصيت خود را اعلام مىنمايد ، خيانت به واقعيات و حكمت گفتار نيز مىنمايد . خيانت به واقعياتى كه سخن كاشف از آن است ، از آن جهت است كه عظمت و ابهّت و شكوه واقعيات را با امكان ناديده گرفتن آنها و ابراز سخن بر خلاف آنها مىشكند و از بين مىبرد . و خيانت به حكمت گفتار مىكند ، زيرا حكمت و منطق اصلى سخن آنست كه تا قرينه و شاهدى وجود نداشته باشد ، معناى واقعى خود را ارائه مىكند .
مخصوصا براى مردم ساده لوح و ساده انديش كه ملاك واقعيتها را از گفتارها مىجويند .
عامل دوم - كه از يك جهت داراى اهميت فراوان است ، اين است كه اساسىترين عنصر شخصيت الهى امير المؤمنين عليه السلام احترام و اهتمام جدى به احساس تكليف و انجام خالصانهء آنست . اين شخصيت الهى همان اهميت را براى تكاليف قائل بود كه براى اعتقادات اصولى دين .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٨