توجيهى اجتماعى ، براى شخصيت سالم با احراز اصول و قوانين تثبيت شدهء طبيعى و يا قراردادى آنها ، همان مقدار آسان است كه نفس كشيدن براى انسان سالم در هواى سالم .
به همين جهت است كه با كمال صراحت و قاطعيت مىگوييم : اگر سياستمداران و گردانندگان جوامع بشرى بطور عموم و حقوقدانان و پيشتازان فرهنگى و تعليم و تربيتها از عهدهء به وجود آوردن شخصيت سالم و مديريت آن براى افراد جامعهء خود ، بر نيايند ، هيچ كارى براى خير و سادت جامعه انجام ندادهاند . محال است يك فرد و يا افراد يك جامعه بدون داشتن شخصيت سالم ، از خير و كمال و سعادت حقيقى برخوردار شوند .
حال مىپردازيم به مختصات شخصيت سالم :
شخصيت سالم با توجه به قانون اساسى خود كه عبارتست از حفظ هويت طبيعى خود در مسير ادامهء « حيات معقول » در جريان تأثير و تأثر در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود . )
اين اصول را در زندگانى ، حقائق حياتى تلقى مىكند : 1 . با پذيرش يك مذهب قابل قبول عقلى و وجدانى حيات خود را با ايمان به يك هدف اعلى كه در آيهء * ( « إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ » ) * آمده است ، قابل توجيه و تفسير مىنمايد .
2 . علم را به عنوان يكى از بهترين وسائل ارتباط با واقعيات تلقى مىنمايد ، نه وسيله تورم خود طبيعى .
3 . آنچه را با دلائل قطعى به دست آورده است ، علم به حساب مىآورد و اگر