پيدا كنيم - در آن صورت بشر فورا و در هر جا كه مسيرش مىگرديد دست از خواسته هايش بر مىداشت ، و به هيچ وجه ميل نداشت كه اراده داشته باشد . چه لذتى دارد كه آدمى هر چه مىخواهد از روى تقويم و حساب بخواهد تازه به اينجا ختم نمىشد ، در آن صورت انسانها به شكل پيانو يا ارگ دستى در مىآمدند و يا چيزى شبيه به اين آلات و ادوات موسيقى ، زيرا انسان بدون تمايلات ، آرزوها و طلبهايش ، بدون اراده اش ، چه مىتواند باشد جز يك كوك تار يا پنجهء پيانو عقيدهء شما چيست باز هم بايد در بديهيات تحقيق كنيم - آيا فرضى كه كرديم ممكن است تحقق يا بد يا نه بالاخره تصميمتان را بگيريد و بگوييد كه : « هوم م ارادهء ما در اثر برداشت و جهان بينىهاى مغلوط و اشتباه ، فعلا طورى شده است كه ، مصالح ما را منحرف و غلط مىجويد و مىطلبد .
به همين دليل غالبا ما در طلب بىمعنى كامل هستيم ، در طلب بىمعنيها هستيم ، زيرا بر اثر نادانى و احمقى ، در اين بىمعنىها ، راحتترين و آسوده ترين راه را جهت رسيدن به چيزى كه ظاهرا صلاح است ، مىبينيم و همان را انتخاب مىكنيم .
ولى وقتى كه همه چيز توضيح و تشريح شد ، و سفيد و سياه را مشخص كرديم ( و البته اين كار به هيچ وجه غير ممكن نيست ، و اين ادعا كه قبلا فرض كنيم و پيش بينى كنيم ، كه بشر هيچوقت پى بقوانين مخصوص طبيعت نخواهد برد ، كاملا بىمعنى و پوچ است . ) در آن صورت امرى بديهى است ، كه ديگر آرزوها و تمايلاتى وجود نخواهد داشت ، چون خواستههاى ما وقتى يك بار با عقل همراه شد ، آن گاه ما نيز هر چه را كه بخواهيم عقلائى مىخواهيم ، چون امروز ما فقط با عقل فكر مىكنيم ، ولى ما عقلمان را نمىخواهيم ، و در نتيجه ممكن است كه هر چيز ، ولو مضرّ و غير صالح باشد بتوانيم ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٩