تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
نوك پا دور بريزيم و همهء اين لگاريتم نويسيها و حسابهاى منفور و منحوس را به جهنم بفرستيم تا بتوانيم مانند سابق باز به تمايلات مجنونانهء خود بپردازيم و همانطور كه زندگى مىكرديم بكنيم « اگر چنين آقايى پيدا شد من به هيچ وجه تعجب نمىكنم ، زيرا بشر بىسپاس است و قدر دنياى طلائى كه شما براى او تهيه ديده‌ايد نمىداند . تازه ، كار اين آقاى جنتلمن اين قدر زشت نيست ، فقط كمى نيشدار ، زننده و ناخوشايند است . زشتتر از آن اين است كه آن آقاى جنتلمن - ( شايد ) - نخير چه مىگويم ، حتما و قطعا موافقينى پيدا خواهد كرد - خوب بشر را چنين آفريده‌اند . از دلايل و انگيزه‌هاى بسيار پوچ و بىمعنى كه اصلا به گفتنش نمىارزد براى خودش بهانه مىجويد و به آنها عمل مىكند : چون بشر هر كه باشد ، هميشه و در همه حال دوست دارد ، چنان كند كه مىخواهد و به هيچ وجه خود را ملزم نمىداند ، آن چنان كند كه عقل دارد ، چنان كند كه مىخواهد و به هيچ وجه خود را ملزم نمىداند ، آن چنان كند كه عقل سالم و مصلحت او ايجاب مىكند و به او امر مىدهد و اين كه قادر نيستيم حتى عليه مصالح شخصى خودمان هم اقدام به امرى كنيم ، و اين كه گاهى مىشود كه حتما بايستى كه اين چنين بخواهيم و بكنيم - اين مطلب جزء عقايد من و يكى از انديشه‌هاى من است . ارادهء شخصى و آزاد بشر ، تمايلات انفرادى و به نظر من حتى احمقانه ترين آنها ، خيالات و فانتزىهايى كه خودش ساخته و پرداخته ، و گاهى تا سر حد جنون ممكن است پيش رفته باشد ، همينها ، درست همين چيزهاست ، كه در هيچ قاموس ، و سياهه و صورتى از مصالح و منافع نوشته نشده است ، و هم اينهاست كه من آنها را مصلحت آميزترين مصالح نام گذاشتم ، محال است كه بتوان اينها را طبقه بندى كرد وجود همين عوامل است كه تمام تئورىها ، روشها و سيستمهاى عاقلانه اشتباه در مىآيد و به كلى از بين مىرود .