تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود بوده است هميشه با تو و خواهد بود
درخشندگى حباب روى دريا در حال تموج چه دوام و استحكامى دارد كه از درياى پر از ميلياردها حقائق بسيار پر ارزش ، چشم پوشيده و به آن خيره شويم - دقت كنيد :
دنيا چو حباب است و لكن چه حباب نه بر سر آب ، بلكه بر روى سراب آن هم چه سرابى كه ببينند به خواب آن خواب چه خواب خواب بد مست خراب
بدانجهت كه زمينه و مقتضاى دلبستگى به امور مادى اين دنيا ، غفلت از حقيقت زندگى و ارتباط آن با خدا است ، لذا پيوند به اين دنيا بيش از ضرورتهاى حيات ، در معرض جدائى از خدا و عنايات او و نزديك به غضب خداوندى است ، لذا تا آنجا كه قدرت داريم به مقدارى از دنيا بسنده كنيم كه هم تمامى مردم دنيا از معيشت شرافتمندانه و حيات شايسته برخوردار شوند و هم من ، يا نفس يا شخصيت را از آلودگىها نجات بدهيم كه تقوى معنايى جز اين ندارد .

اگر روزى فرا رسد كه گردانندگان سياسى اجتماعات ، اهميت مديريت جانهاى آدميان را هم مانند مديريت زندگى طبيعى آنان به عهده بگيرند ، آن موقع مىفهميم كه عظمت انسانى چيست

متأسفانه ، هر چه تاريخ جلوتر مىرود و هر چه دائرهء صنعت گسترش بيشتر پيدا مىكند و ارتباطات انسانها پيچيده تر مىگردد ، انسانها در همهء ارتباطات چهارگانه با شكست بيشتر روياروى مىگردند : ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با