تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بر آمده‌ام به عبارت روشنتر فرض مىكنيم : خداوند رحيم و كريم به مجرد اعتراف به گناه ما را بخشيد آيا با اين بخشش ما مىتوانيم در ابديت همانند ارواح بزرگ انبياء و اولياء و وارستگان ، از آلودگيهاى اين دنيا كه با هزاران مشقت و گذشت و فداكارى آن را به دست آورده‌اند . مساوى باشيم 5 - « مىگويد من در اين دنيا چيزى از تو نمىخواهم ، زيرا آنچه بايد بشود اگر تو نيستى به طبيعت و اگر تو هستى به حكم تو مىشود . » ديدرو با اين عقيده به جبر را هم به تساوى كرده و ناكرده اضافه مىكند . دقت بفرماييد : « اولا بايد از ديدرو بپرسيم كه اگر كارها و گفتارهاى صادره از انسان با جريان جبرى صادر مىگردد به چه دليل اگر بدانى كه بر خلاف عقل يا حكم خدا گناهى كرده اى از زندگى گذشتهء خود ناخشنود خواهى بود ثانيا بايد از ديدرو پرسيد شما از دروغ و نابكاريها ناراحت مىشويد و حقيقت و فضيلت را دوست مىداريد ، هيچ مىدانيد كه حقايق ارزشى هنگامى كردار آدمى را داراى ارزش مىنمايد كه با اختيار صادر گردد و براى كارهايى كه با جبر پديدار مىگردند ارزشى وجود ندارد جاى شگفتى است كه ديدرو با انكار اختيار در عبارات قبلى ، با كمال صراحت جبر را انتخاب نموده و در اين عبارات اخير مىگويد اگر نيكوكار و مهربانم أبناء نوعم را چه تفاوت ، كه به تصادف نيكو افتاده‌ام يا به اختيار خود نيكى كرده‌ام . مقصود ما از نقل و بررسى عبارات ديدرو بررسى مقدارى از مطالب در سخنان ايشان بود كه عده اى زياد از ساده لوحان در برابر حكم وجدان و عقل سليم خود در بارهء مسئوليتهاى حيات معنوى الهى ، خود را تسليت مىدهند . ضمنا اثبات اين معنى بود كه بسيار خوب همان گونه كه تأكيد كرديم فرض مىكنيم كه خداوند به جهت رحمانيت بينهايت خود ، روز قيامت گناهان ما را عفو فرمود ، چگونه به عذاب محروميت ابدى از نعمتهاى خداوندى ، مخصوصا ، الطاف و عنايات پروردگارى كه بالاتر از همه نعمت