تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ورود در شعاع جاذبهء ربوبى اوست ، تن بدهيم آيا احتمال مىدهيد كه آن همه مشقتها و شكنجه‌ها و حتى فداكارىها و از جان گذشتنها كه وارستگان و عظماى تاريخ در راه تكامل و اعتلاى بشرى متحمل شده‌اند ، با يك اعتراف به گناه و توبهء من كه عمرى مرتكب گناهان و انحرافات بوده‌ام مساوى خواهد بود 19 ، 20 - و أتوكَّل على اللَّه توكَّل الإنابة أليه . و أستر شده السّبيل المؤدّية ألى جنته ، القاصدة ألى محلّ رغبته ( و من توكل به خدا مىكنم ، توكل بازگشت به سوى او و هدايت راهى را از او مسئلت مىكنم كه منتهى به بهشت و رساننده به محل رغبت او بوده باشد . )

توكل به خدا و تلاش در رسيدن به هدفها ، دو ركن اساسى موفقيت در زندگى است

گفت پيغمبر به آواز بلند با توكل زانوى اشتر ببند رمز الكاتب حبيب اللَّه شنو از توكل در سبب كاهل مشو رو توكل كن تو با كسب اى عمو جهد مىكن كسب مىكن مو بمو جهد كن جدّى نما تا وارهى ور تو از جهدش بمانى ابلهى
با توجه به سر تا سر زندگى امير المؤمنين على عليه السلام كه جد و جهد و تلاش و تكاپو در راه به ثمر رساندن استعدادهاى خود و هموار كردن جادهء سعادت و تكامل پيش پاى همهء افراد جامعه بوده است ، اين توكل و طلب راهنمايى براى وصول به هدف اعلاى زندگى چه معنى مىدهد براى اثبات لزوم همانگى توكل و كوشش مىتوان از عوامل ذيل استفاده كرد : 1 . ناتوانى انسانها از پيش بينى حوادث ( آن چنان كه هستند ) كه سر راه فعاليت آنان در هنگام فعاليت و تلاش به جريان مىافتند . و با يك جملهء ادبى :