( شخصيت سالم ) قرار بدهد . بهر حال -
شرح اين هجران اين خون جگر
اين زمان بگذار تا وقت دگر
بار الها ، بار ديگر عنايت بنده پرورى خود را شامل حال ما فرما ، باشد كه اين هجران و ناآشنايى كه ما بين ما و « من » ( خويشتن ، شخصيت ما ) افتاده است ، مبدل به وصال و خود آشنايى گردد . خداوندا ، نالهء بشر امروزى جز اين نيست كه :
تشنه به كنار جوى چندان خفتم
كز جوى من آب زندگانى بگذشت
حيران شدهام كه ميل جان با من چيست
و اندر گِل تيره اين دل روشن چيست
عمريست هزار بار من گويم و من
من گويم و ليك مىندانم من چيست
تنها من عالى بشرى است كه با دريافت خدا مىفهمد كه در اين دنيا به چه كسى بايد اميد بست و از چه كسى بايد ترس و هراس داشت و كيست آن موجودى كه ملاك حقيقى محبتها است . اگر آدمى بداند كه تنها خدا است كه مقلب القلوب است ، تنها خدا است كه مسبّب الاسباب است ، تنها خدا است كه محول الأحوال است جز به خداى ، دل به هيچ كس نمىبندد و غير از خدا را از موجودات طبيعت گرفته تا قدرتمندترين انسانها جز وسيله اى كه حتى وسيله بودن آنها نيز وابسته به ارادهء خداوندى است ، ارزيابى نمىنمايد .
52 ، 58 - رسول اللَّه ( ص ) و لقد كان في رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله كاف لك في الأسوة و دليل لك على ذمّ الدّنيا و عيبها و كثرة مخازيها و مساويها ، إذ قبضت عنه أطرافها و وطَّئت لغيره أكنافها و فطم عن رضاعها و زوى عن زخارفها [ رسول خدا ( ص ) ] ، زندگى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم جهت پيروى براى تو كفايت مىكند و با دقت در حيات آن برگزيدهء خداوندى