تفسير و تحليل حوادث بعد از وقوع ، موجب علم كامل بدان حوادث و علل آنها نمىگردد
آنچه كه در بارهء علل اوليه و چگونگى خلقت در عرصهء هستى به عنوان علوم و فلسفهها ابراز مىشود ، واقعياتى نيستند كه پيش از به وجود آمدن آنها و علل مستقيم و نزديك آنها ، قابل شناخت بوده باشند . لذا شما همواره در بررسى و تحقيق اين گونه مسائل با اصطلاحاتى مانند تئورى ( فرضيه يا نظريه ) و غير ذلك مواجه مىشويد . از طرف ديگر بنا بر دلائلى جهان كيهانى ما ( ماكرو كوسم ) در جريان نظام باز ( سيستم باز ) حركت و تحول پيدا مىكند . اين نظام باز از ديدگاه الهيّون به ترتيب ذيل مطرح شده است :
چيست نشانى آنك هست جهانى دگر
نوشدن حالها رفتن اين كهنهها است
روز نو و شام نو باغ نو و دام نو
هر نفس انديشه نو ، نو خوشى و نو عناست
عالم چون آب جوست بسته نمايد و ليك
مىرود و مىرسد نو نو ، اين از كجاست
نو ز كجا مىرسد كهنه كجا مىرود
گرنه وراى نظر عالم بىمنتهاست
مولوى از ديدگاه طبيعى دانان عباراتى در بارهء كيهان كه لازمهء آن باز بودن نظام كيهانى است مطرح شده است . از آن جمله در سال 1951 ميلادى ، بوندى ، گولد ، و هويل از دانشگاه كمبريج يك جهان شناخت كاملا تازه اى پيشنهاد كردند كه بنا بر آن « جهان نه آغاز دارد نه پايان » - ( 1 ) ولى جاى تعجب است كه با طرح اين مطلب ، اين عبارت به آن افزوده شده است كه « و در زمان و فضا تغيير ناپذير است » اولا اين تئورى با انبساط كهكشانها كه قطعا معلول كيفى در اصول و عوامل زير بنائى كيهان مىباشد ، مخالف است . ثانيا اگر
هامش
( 1 ) . ماده ، زمين و آسمان ، تأليف ژرژ گاموف ، ترجمه رضا اقصى ، ص 605 و 606 .