ماهرانه رو به صفتان قرار مىگيرد . روشنترين حق ، جمال زيباى خود را به سرعت از دست مىدهد . تاريكترين باطل مىتواند سرنوشتساز انسان يا انسانها تلقى گردد
6 - تلف شدن بيهوده وقتها
در آن هنگام كه بىنظمى در يك جامعه حاكم مىشود ، چه وقتهاى گرانبها كه تلف مىشود . گاهى اين نوع بىنظمى بقدرى فراوان و شيوع پيدا مىكند كه قبح و وقاحت تلف كردن بيهودهء وقت و آتش زدن لحظات عمر از بين مىرود و لازمهء چنين خسارت ، نابودى عظمت خود زندگى است .
7 - ابهام انگيز بودن چهرهء جهان هستى
در آن هنگام كه اصول و قوانين اداره كنندهء حيات فردى و اجتماعى ، هويت و اصالت خود را براى يك فرد يا جامعه اى از دست داد ، به جهت ارتباطى كه حقائق جهان هستى چه بطور مستقيم و چه بوسيله قوانين قراردادى با منشاء همين اصول و قوانين دارند ، ثبات و اصالت و هويت خود را از دست مىدهند .
8 - بر هم خوردن وسائل و هدفها
يكى از نتايج زشت بىنظمى بر هم خوردن قانون وسيله و هدف مىباشد ، بعنوان مثال : با اولويت دادن به تعميم قدرت و سلطه مطلقه بر جامعه ، بر مسائل اخلاقى و مذهبى و ديگر ارزشهاى اصيل انسانى كه زندگى بدون آنها پوچ و بىمعنى است ، هدف اصلى حيات وسيله اى براى سياست قرار مىگيرد ( روش ماكياولى ) در صورتى كه سياست بعنوان يك وسيلهء ضرورى براى تحقق بخشيدن به حيات معنى دار و رو به هدف اعلا است .
9 - غلبه شك و بلا تكليفى در زندگى فردى و اجتماعى
با حاكميت بىنظمى در يك جامعه ، وظائف و حقوق حالت قاطعيت خود را از دست مىدهند ، انگيزهء عمل به وظائف و ايفاى حقوق توانايى عمل ، از تأثير مىافتند ، محالها به ممكنها و ممكنها به