نابسامانىهاى زندگى اجتماعى و سياسى و فرهنگى جامعه اى كه در آن بسر مىبرد ، پوشش بر مستىها و ناآگاهىها و ديوانگىهاى چنين شخصى يا چنين اشخاصى بيندازد
3 - نابسامانىها و ناهنجاريهاى حيات اجتماعى
اين علت ناشى از خود فرد نيست بلكه مربوط به اختلالات زندگى اجتماعى است كه در حالات تحولات و انقلابات فراوان اتفاق مىافتد ، و ممكن است در حالات اعتدال زندگى اجتماعى انسانى باشد معتقد و ملتزم به نظم و قانون . متأسفانه برخى از جوامع اسلامى كه دين آنها بيش از همه اديان و مكاتب ديگر جوامع به مراعات نظم و قانون اصرار مىورزد ، از زيانهاى بىنظمى ، رنج مىبرد .
4 - تقدّم روابط بر ضوابط
با از كار افتادن نظم ، در زندگى ، ضوابط و مقررات اصالت و استحكام خود را از دست مىدهند و از هر شخصى ، هر كارى خواسته مىشود . با يك تملق و چاپلوسى و با احساس خويشاوندى و روابط سود و زيان كارها به جريان مىافتد .
در چنين وضعى ، براى رسيدن به هدف ، هر گونه دل به دست آوردن از رشوت بازيها گرفته تا زير بار ذلت رفتن رواج پيدا مىكند و بدين ترتيب در جامعه همهء اصول و قوانين و همهء قوانين بىاصل و ثبات گشته و شناور مىباشند ، تا موج انگيزههاى روابط چه بخواهد
5 - اختلالات در ارزشها
در حكومت بىنظمى ، فرمانروايان اصلى عبارتست از تشخّص شخصيتها ، مهارت در فرصتيابىها . روانشناسى اشخاصى كه مورد بهره بردارى قرار مىگيرند . كارى كه از دست يك سلام گفتن و دست بر سينه ايستادن به موقع بر مىآيد ، از عهدهء هيچ اصل و قانون حيات بخش بر نمىآيد . پستترين افراد مىتواند خود را شريفترين افراد قلمداد كند و بالعكس شريفترين افراد تحت الشعاع نقشه كشىهاى