تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

زندگى بدون نظم مساوى زندگى بىقانون و اصل است كه مساوى بىهويتى زندگى است

امير المؤمنين عليه السلام در چند مورد ديگر ، پديدهء نظم را كه اساس زندگى قابل تفسير است ، متذكر شده است از آن جمله : أوصيكما و جميع ولدى و من بلغه كتابى بتقوى اللَّه و نظم أمركم ( 1 ) ( من شما را و همهء فرزندانم و هر كسى را كه اين نوشتهء من به او برسد ، توصيه مىكنم به تقواى خداوند و نظم امورشان ) 2 . فأنّهم أن تممّوا على فيالة هذا لرّاى انقطع نظام المسلمين ( 2 ) [ آنان كه با زمامدارى من مخالفت مىكنند من صبر خواهم كرد مادامى كه از مختل شدن اجتماع شما نترسم ] ( زيرا اگر آنان به اين رأى بىپايه اصرار بورزند و آن را پيش ببرند نظم زندگى مسلمانان گسيخته خواهد گشت ) 3 . و أعظم ما افترض [ اللَّه ] سبحانه من تلك الحقوق حقّ الوالى على الرّعيّة و حقّ الرّعية على الوالى . فريضة اللَّه سبحانه لكلّ على كلّ فجعلها نظاما لافتهم و عزّا لدينهم ( و بزرگترين واجبى را كه خداوند سبحان از آن حقوق مقرر فرموده است ، حق زمامدار بر رعيت و حق رعيت بر زمامدار است . اين يك تكليف واجب است كه خدا براى هر يك از طرفين در بارهء ديگرى قرار داده است . خداوند اين تكليف الزامى را نظامى براى اجتماع هماهنگ و عزت دين آنان مقرر فرموده است . ) روشنترين و محكمترين دليل بر ضرورت نظم در زندگى ، قانونمندى همهء اجزاء كوچك و بزرگ جهان هستى است كه زندگى آدمى هم يكى از آنها است . كسى كه انتظار دارد مىتوان زندگى را بدون نظم سپرى كرد ، در حقيقت منكر قانون حاكم بر هستى بوده و هيچ چيز را شرط هيچ چيز نمىداند اين همان كورى است كه با وجود

هامش
( 1 ) . نامهء 47 .
( 2 ) . خطبهء 167 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 100 | محمد تقي جعفري