تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

4 . تعقل

( انديشه در پرتو اصول و قوانين تثبيت شده براى وصول به مقاصد منظور ) شخصيت در فعاليت تعقلى ، از كليات تجريد شده براى تطبيق بر موارد قضايا استفاده مىكند و چون درك قضاياى كلى مستلزم دريافت حقايق تجريدى است . لذا شخصيت در اين جريان نيز فعاليت فوق طبيعى انجام مىدهد .

5 . اختيار

اين پديده از با عظمتترين فعاليتهايى است كه « من انسانى » يعنى شخصيت در مديريت خود انجام مىدهد ، زيرا در جريان آگاهى و سلطه و حذف و انتخاب انگيزه‌هاى كار يا ترك كار كه شخصيت آدمى انجام مىدهد ، حتى در فوق معقولات كه آنها را موازنه و مقايسه مىنمايد قرار مىگيرد و بدين جهت كار خود را با يك حالت اشراف و فعاليت فوق عمليات و بازتابهاى طبيعى در بعد جسمانى صورت مىدهد .

6 . بازرسى و داورى شخصيت در بارهء خويشتن

هر كسى كه از مغز و روان معتدل برخوردار باشد ، مىتواند اجزاء جسمانى خود را مورد بررسى و داورى و ترجيح يكى بر ديگرى قرار بدهد ( مانند دستها و پاها و سر و صورت و غيره ذلك ) همچنان مىتواند قوا و استعدادها و فعاليتهاى درونى خود را مانند انديشه ، تعقل ، احساسات ، عواطف ، فعاليتهاى وجدانى ، بازتاب در برابر لذايذ و آلام ، اراده ، تصميم ، اختيار و غير ذلك مورد بررسى و داورى قرار بدهد . مثلا آيا احساسات من سالم است آيا انديشه و تعقل من درست عمل مىكند آيا فعاليتهاى وجدانى من بطور قانونى به جريان مىافتد و همچنين آيا اين قوا و استعدادهاى من بطور مجموع هماهنگ كار مىكند يا نه اين بررسى كننده ، شخصيت آدمى است . اگر كسانى پيدا شوند و بگويند : چنين بررسى و داورى ممكن است مستند به يكى از