سرپيچى نمايد ، حيات آيندهء خود را به مخاطره انداخته است . » ( 1 ) اشتباه ديگرى كه جاكسون در جملات فوق دارد متذكر مىشويم : اولا تعبير تعهدات اخلاقى با التزام به اجراى قطعى آن سازگار نيست . زيرا شايستگى و عظمت اخلاق در اختيارى بودن عمل به آن است ، چنان كه نمىتواند مستند به عامل طبيعى بوده باشد . ثانيا مىبايست جاكسون به اين قضيه توجه داشته باشد كه تكاليف افراد و اجتماع و دولت نسبت به يكديگر بدون تحقق حقوق ، امكانپذير نيست و خود جاكسون اعتراف مىكند كه تعليمات اسلامى ، احكام و وظايفى است كه نسبت به اصول مذهبى و طرز زندگى شخصى و اجتماعى و سياسى همه را تعيين مىكند . بديهى است كه وظايف و احكام اجتماعى و سياسى در عرصهء زندگى دسته جمعى ، ذاتا مقتضى حقوقى است كه بايد مردم آنها را مراعات نمايند . جاكسون مىگويد : از آنجا كه آمريكايىها ، اساس مذهبى و يا فلسفى قوانين اسلامى را قبول ندارند ، اين طور فكر مىكنند كه هر چه بر اين اساس مبتنى گرديده ، نمىتواند نظر و توجه ما را جلب كند ، ولى حقيقت اين است كه همين سيستمى كه غير عملى قلمداد مىشود ، اعمال بزرگى را توانسته است به طرز حيرت انگيزى انجام بدهد . اين طور بود كه نيروى حياتبخش و التصاق دهندهء آيين محمدى در ظرف يك قرن پس از رحلت محمد ( ص ) قوم و عشيرهء او را با آنكه فاقد يك دولت متشكل واقعى و فاقد يك قشون ثابت و فاقد آرمانهاى سياسى مشترك بودند ، معذلك قادر ساخت بر سواحل آفريقايى مديترانه استيلاء يابند . اسپانيا را مغلوب سازند و فرانسه را مورد تهديد قرار بدهند . ( 2 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٨
هامش
( 1 ) . همين مأخذ .
( 2 ) . همين مأخذ .