غير ممكن است تئوريها و نظريات سياسى و يا قضايى را از تعليمات پيامبر تفكيك نمود . تعليماتى كه طرز رفتار را نسبت به اصول مذهبى و طرز زندگى شخصى و اجتماعى و سياسى ، همه را تعيين مىكند . اين تعليمات بيشتر وظيفه و تكليف براى انسان تعيين مىكند تا حقوق يعنى تعهدات اخلاقى . » ( 1 ) با توجه به عبارات فوق كاملا اثبات مىشود كه هماهنگى دين و سياست و قانون و ديگر امور اداره كنندهء حيات بشرى ، اجزاء تشكيل دهندهء يك حقيقت هستند كه دين ناميده مىشود . اشتباه بزرگى كه جاكسون در عبارات فوق مرتكب شده است ، اين است كه مىگويد : « اين تعليمات بيشتر وظيفه و تكليف براى انسان تعيين مىكند تا حقوق » زيرا فقه اسلامى متشكل از تكاليف و حقوق و همه شئون زندگى دنيوى و اخروى است . جاى شگفتى است كه اين حقوقدان بزرگ متوجه نشده است كه تكاليف در فقه اسلامى بر دو گونه است :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٦
مانند عبادات كه بيان كنندهء بايستگىها و شايستگىهاى انسان در ارتباط يكم ( ارتباط انسان با خويشتن و خدا ) مىباشد .
البته اين تكاليف ، ايجاد كنندهء « حق » به اصطلاح رسمى حقوقى نيست . زيرا آدمى در اين ارتباط مكلَّف به اصلاح خويشتن است و از اين تكليف ، حقّى كه به معناى رسمى حقوقى باشد ، انتزاع نمىگردد . زيرا انسان نمىتواند حقّى را ( به معناى اختصاص به امتيازى كه دارد ) از خويشتن مطالبه كند [ گر چه به يك معناى عالى اخلاقى عرفانى مىتوان تصوّر نمود كه نيروها و استعدادهاى مثبت و سازندهء شخصيت آدمى در مسير
هامش
( 1 ) . حقوق در اسلام ، تأليف مجيد خدورى و هربرت ج . ليبسنى ، با مقدمه اى از روبرت هوگوت جاكسون .