كمال ، حقّى دارند كه بايد مورد بهره بردارى قرار بگيرند ] ولى بديهى است كه اين حق به معناى اصطلاحى رسمى آن ، در حقوق نيست .
2 . تكاليف حقوقى مقررّه
در ارتباط چهارم ( ارتباط انسان با همنوعان خود ) كه در برابر حقوق وضع شده است .
كسانى كه گمان مىكنند ، تكليف در ارتباط انسانها با يكديگر ، بدون حق ، امكانپذير است ، از بديهىترين اصل حقوق اقوام و ملل بىاطلاعند . زيرا هر يك از اين دو حقيقت ، مستلزم ديگرى مىباشد .
معناى اين كه فرد مكلف است دستمزد فردى ديگر را كه براى او كارى انجام داده است بپردازد ، اين است كه آن فردى كه كار را انجام داده است ، حق دريافت و تملَّك دستمزدى را دارد كه كارفرما مكلَّف به پرداخت آن است . قسمت بسيار مهمى از فقه اسلامى همين حقوق است كه مركَّب است از حقوق مدنى و حقوق سياسى و غيره .
در نهج البلاغه ، حقوق مردم بر حاكم و حقوق حاكم بر مردم ( حقّ الرّعيّة على الوالى و حقّ الوالى على الرّعيّة )
هم صريحا و هم كنايتا و اشارتا مطرح گشته است .
فرمان مبارك امير المؤمنين ( ع ) به مالك اشتر ، فرمان حقوق سياسى است كه تاكنون مورد تفسير و تحقيق صاحبنظران علوم سياسى بوده است . امروزه حقوق تطبيقى يا فقه مقارن كه به طور فراوان در بارهء اسلام و ديگر نظامهاى حقوقى تأليف شده است ، مجالى براى ترديد در برخوردارى اسلام از يك نظام حقوق عالى نمىگذارد .
سپس جاكسون در تفسير تكاليفى كه اسلام براى مردم مقرّر ساخته است ، چنين مىگويد : « يعنى تعهد اخلاقى كه فرد ملزم به اجراى آن مىباشد ، بيشتر مطمح نظر است و هيچ مقامى هم در روى زمين نمىتواند فرد را از انجام آن معاف بدارد و اگر از اطاعت